تبلیغات
حرفهای دل - من بک مادر بودم
 
حرفهای دل
گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که لبخند را بر لبانت می نشاند.
 
 
چهارشنبه 23 مهر 1393 :: نویسنده : ناهید
مگه میشه یه مادر بچه شو نشناسه مگه میشه یه مادر اگه بجه ش بدترین کار رو بکنه اونو رها کنه یا دور بندازه حتی اگه بچه ش بدترین باشه اجازه نمیده دیگران حتی به بچه ش بگن بالا چشمش ابروه.یه مادر همه چی و راجع به بچه ش میدونه اما به رو خودشم نمیاره تا مبادا بچه ش بشکنه.همش امیدش اینه که خوب میشه همه چی خوب میشه.به مادره که وقتی بچه ش قلبشو از سینه مادر در آورده و دردستشه همینطور که میره و پاش به سنگ میخوره میگه آخ پای پسرم خورد به سنگ وای پای پسرم شد خراش
من یک مادر بودم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 07:11 ق.ظ
I have read some just right stuff here. Certainly value bookmarking for revisiting.
I wonder how a lot effort you set to make any such great informative site.
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:51 ق.ظ
Thanks for another informative site. Where else may I am
getting that type of information written in such a perfect
manner? I have a project that I'm just now running on, and I've been at the look out
for such information.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:26 ب.ظ
Nice blog right here! Also your site rather a lot up fast!
What host are you the use of? Can I get your affiliate hyperlink on your host?
I desire my site loaded up as fast as yours lol
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:38 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, except before
ending I am reading this great post to increase my experience.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:32 ق.ظ
constantly i used to read smaller content
which as well clear their motive, and that is also happening with
this piece of writing which I am reading now.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:26 ق.ظ
It's truly a nice and useful piece of information. I am happy
that you simply shared this useful information with us.
Please keep us up to date like this. Thank you for sharing.
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:16 ق.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement
account it. Look advanced to more added agreeable from you!
By the way, how can we communicate?
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:41 ب.ظ
Do you have a spam problem on this site; I also am a blogger,
and I was curious about your situation; we have developed some nice practices and we are looking to
exchange techniques with others, why not shoot me an email if interested.
سه شنبه 15 فروردین 1396 09:49 ب.ظ
I absolutely love your blog and find a lot of your post's to be exactly I'm looking for.
Do you offer guest writers to write content in your case?

I wouldn't mind publishing a post or elaborating on a number of the subjects you write regarding
here. Again, awesome web site!
شنبه 26 مهر 1393 01:45 ب.ظ
سلام
دو خدمت بزرگ به وبلاگ نویسای عزیز .حتما تا انتها بخونید

احتمالا تا الان برای شما هم پیش اومده كه تصویری رو آپلود كردین و از بعد مدتی دیدین كه اون عكس پریده و دیگه
در دسترس نیست.یا اینكه خیلی سخت در وبلاگتون لود میشه و سرعت وبلاگتون رو پایین آورده
از این به بعد میتونید با خیال راحت تصاویرتون رو در سایت زیر آپلود كنید و همیشه در اختیار داشته باشید
u4m.ir
در ضمن از این به بعد میتونید ابزار آپلود رو در وبلاگ خودتون داشته باشید یعنی برای آپلود عکس دیگه نیازی نیست
به سایت مراجعه کنید،کافیه از لینک زیر کد ابزار آپلود رو دریافت و در وبلاگتون قرار بدید،بعدش هم شما و
هم بازدیدکنندگان وبلاگتون میتونید بدون ورود به سایت، از طریق وبلاگتون عکس آپلود کنید
u4m.ir/tools.php
جهت معرفی این خدمات به دیگران لطفا با عنوان آپلود عکس لینک بفرمایید.موفق باشی دوست عزیز
شنبه 26 مهر 1393 04:18 ق.ظ
مگه میشه مادر بود؟
مگه مادر بودن تمومی داره که بشه گفت من یک مادر بودم؟
من یک مادرم درست تر نیست؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ناهید
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :